یاحسین
صلی الله علیک یا ذبیح العطشان
یا حق
مولانا علی هوست
هوعلی
یا ران راهمه سودای سردوست
سودای سر اوست مرا دوست
دیوانگی و مستی و شوریدگی ما
نیست قابلگه ان لعل لب دوست
یاران همه رفتند و به مقصد نرسیدند
من رابه کجاها بری ای دوست
ان شب که تورا دیدم واز خود برهیدم
ان شب شده ام راهی منزلگه آن دوست
یاران دربان در خانه آن دوست
گفتا که منم ذکر لب دوست
گفتم که چه گفتی که شدی مست لب دوست
گفتا که بگو نیست بجز هوعلی دوست
سجاد
ممنون میشم در مورد شعر من نظر بدین
مولا نگهدارتون در پناه مولا باشید
یا حق
هو
مرغ باغ ملکوتم نیم از خاک زمین
یا حق
هو علی الله
ازغصه نجاتم دادند
دوش وقت سحرازغصه نجاتم دادند وندران ظلمت شب اب حیاتم دادند
بیخودازشعشعه پرتوذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبا رک سحری بود چه فرخنده شبی ان شب قدر که این تازه براتم دادند
بعدازاین روی من واینه وصف جمال که درانجاخبرازجلوه ذاتم دادند
من اگر کامرواگشتم وخوشدل چه عجب مستحق بودم واینها به زکاتم دادند
هاتف ان روزبه من مژده این دولت داد که بران جوروجفا صبروثباتم دادند
این همه شهدو شکر کز سخنم می ریزد اجر صبریست کزان شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود
که زبند غم ایام نجاتم دادند
حافظ
مولا نگهدارتون
یاحق
یا مقلب القلوب
هو
خرم ان روز که کزین منزل ویران بروم
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم
گرچه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سرآن زولف پریشان بروم
چون صبا با دل بیمار وتن بی طاقت
به هواداری ان سرو خرا مان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بر بندم وتا ملک سلیمان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذرکردم گرازاین غم به درآیم روزی
تا درمیکده شادان وغزل خوان بروم
عید سعید فطرمبارکباد
یا حق
sajyyy
حسبی الله
اميدوارم از مطالب اين بخش استفاده مثبت شود
يا حق
بنام آرامش بخش قلوب حضرت دوست
حسبی الله
مقدمه:::::::*
علوم غریبه علمی میراثی از انبیاء میبا شد.
علوم غریبه علمی نا باور ومطمئن وصحیح میباشد.
علوم غریبه از برای نجات انسانها واصلاح زندگی انها بوجود امده است
وباید از این علم به طرز صحیح استفاده نمود علم جفر تنها برای
استفاده شخصی ویا اواره کردن وسر گردان نمودن کسی بوجود نیامده است
وهرگز به عنوان منفعت خود تدریس نکنید و موفق نخوا هید شد مگر
انکه فقط بخاطر رضای ( الله جل جلاله ) پروردگار جهان وکار برای راضی
نمودن حقوق افراد ....
علم پیشگوئی یکی از علوم بسیار قدیمی وابتدائیست....
بشر همیشه در صدد تدوین قوانینی بوده است تا بتواند با ان علم به اسرار
زندگی پی ببرد وبه ارزوهای خود دست ِِِیابد......
از وسائل علوم غریبه میتوان رمل را نام برد که این وسیله اعجاز چند پیا مبر بوده است
از جمله حضرات:دانیال نبی :داوود نبی : که با رمل مبعوث شدن خود را از طرف حضرت هو
به مردم اثبات کردند::وعده ای متقلب هستند که خود را عالم وفاضل در علوم غریبه میدانند
وبا در دست گرفتن ابزار گذشتگان خود را رمال وفالگیر معرفی میکنند واز نگرانیومشکلات
مردم سوء استفاده میکنند انها ابلیسانی هستند که فقط برایپر کردن جیب خود دست به
این اعمال میزنندو حیقت امر اینچنین نمیباشد واین علم فقط برای قوی شدن ایمان
انسان واعتقادات بشر به وجود امده است .وتنها از ریاضت و عبادت در راه خدا بدست
میاید وباید هرگز مغرور به خود نشود بلکه ایمان خودرا قوی واستوار نماید.......
وای طالب علم اگر میخواهی در این علم تحقیق کنی واز ثمرهای علم بهرمند شوی
باید به نکات زیر توجه داشته باشی........
آ: اعتقاد کامل به خدا که همه کار به اذن او انجام خواهد گرفت:::
ب: باید از فرد عاملی اجازه عمل داشته باشی:::
ج:وعبادت وریاضت وهرکاری که به شما دستور داده شددرانتهای صداقت وخلوص انجام دهی:
د:همیشه طاهر وپاک باشی واز غیبتودروغ پرهیزکنی و دل کسی را نرنجانی:::
ه:درنوشتن تمام تعویذات باید سمت قبله نشسته واز سوی خدا خدا طلب فرج هرمطلبی رابکنی::
و: هرگزاین علم را برای طلب دنیا نیاموز ومورد استفاده شخصی خود قرار مده:::
ز:همیشه یقین داشته باش که این علم بسیارمهم وموئثربوده وخواهدبودپس بایدقدران را دانست::
ح:هرگز این علم را به نا اهل وجاهل نیاموز:::
ط: باید هر کاری را با توکل به خدا شروع کرد:::
حروف ابجد
دراین علوم بایدبه عرض دوستان برسانم که علم جفر به چند
بخش کشف وبه ثمره مطلوب
میرسد >:<
روشی از ان راهها حروف ابجد است.
اسم حروف ابجد پسران پادشاهی بنام.............بودندکه نام پسران او بنام..............>>>>>>
>ابجد : هوز : حطی : کلمن : سعفص : قرشت : ثخذ :
ضظغ :<
میباشد>
حروف ابجد به دونوع صغیر وکبیر میباشد:::
*******
ابجد صغیر::
ا ب ت ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص ق ر ش
1 2 3 3 4 5 6 7 8 9 10 8 6 4 2 ساقط 10 8 6 4 8 ساقط
ت ث خ ذ ض ظ غ
۸۴ ساقط۸۴ ساقط ۴
*******
ابجد کبیر یا حروف جمل::
ا ب ج د ه و ز ح ط ی ک ل م ن س ع ف ص
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 20 30 40 50 60 70 80 90
ق ر ش ت ث خ ذ ض ظ غ
100 200 300 400 500 600 700 800 900 1000
*******
البته بنده به عرض برسانم که خود حروف ابجد
خواصی دارند
که بعدا به طورکامل در مورد ان توضیح
خواهم داد....
به عرض میرسانم که هر سال> 12 < ماه دارد وهر
ماه را طالعی گفته اند در زمان
حضرت سلیمان نبی هر انسانی روزگار او شبیه
یکی از این دوازده طالع بود
وان 12 طالع به نامهای
1 .حمل 2.ثور 3.جوزا 4.سرطان 5.اسد 6.سنبله 7. میزان 8. عقرب 9. قوس
10. جدی11 .دلو 12 . حوت <* * * * * * * * * * * *> میباشد
هرگاه بخواهیم طالع شخصی را پیدا کنیم
باید نام ونام مادر اورا به ابجد
کبیر در اورده وبا هم جمع کنیم سپس
حاصلجمع را تقسیم بر 12 کرده وباقیمانده
طالع شخص میشود<>.......
توجه......<>اگر باقیمانده 00 باشد باید نام
تنها را تقسیم بر 12 کنید و
باقیمانده طالع شخص میگردد..........
فرق بین حروف فارسی وحروف ابجد
دذ<<گ چ پ ژ>>میباشد
پس در فارسی 32 حرف داریم ودر ابجد28
حرف داریم
وقتی در فارسی از حروف ابجد استفاده
میکنیم حروف <گ چ پ ژ>
حذف میگردد ادامه را حساب میکنیم......
پایان بخش او ل
ادامه دارد
یا حق
بنام هو
حالمان بد نیست غم کم میخوریم
کم که نه هر روز کم کم میخوریم
*******
دوستان خوب ومهربونم امیدوارم که حا ل همتون خوب و به زبون خودمونی توپ توپ باشه
این مدت که نبودم دلم برای همتون خیلی خیلی تنگ شده بود ممنونم که در نبود من بهم سر
زدین راستش من یه مدتی اوضاع احوالاتم خیلی داغون و به هم ریخته بود.....
ولی هیچ وقت شما دوستهای گلم رو فراموش نکردم ونمیکنم
اب میخواهم سرابم میدهند
عشق میورزم عزابم میدهند
*******
از سالار .نگار . مریم . نیما .....و بقیه دوستانم ممنونم که در نبود من برای من پیغام
گذاشته بودن دست همتونو میبوسم.....
در عیان خلق سر در گم شدم
عاقبت الوده مردم شدم
******
حقیقت اینه که توی این مدت اتفاقات زیادی برام افتاده یکی از نزدیکان رو از دست دادم و
یکی از روفقای خیلی گلم دور از جون شما به سمت حضرت هو پرکشید که خیلی خیلی روی
اعصاب وروانم تاثیر گذاشت به لطف و مرام مولا علی این روزها یه مقدار بهتر هستم .
عشق از من دور و پایم لنگ بود
قیمتش بسیارو دستم تنگ بود
*******
با خودم گفتم بد نیست که یه سری به شما دوستهای عزیزم بزنم میخوام از این به بعد در
مورد علوم غریبه که خودم هم خیلی دوستش دارم براتون مطلب بنویسم اگرشما هم خوشتون
اومد وسوالی براتون پیش اومدحتما من رو در جریان بگذارید حتما تحقیق میکنم ودر جریان
میگذارمتون :........
*******
یا هو مددی که از تو غافل نشویم
آمین.....
هو علی علی
سلام
من اومدم برای همیشه
دلم برای همتون به اندازهی یه قطره اشک شده بود
یا حق
کمک کمک کمک
کسی صدای من رومیشنوه
کمک
کمک
میخواستم بگم
ولش کن ما که هیچ وقت درد دلهامون رو به کسی بجز دل خودمون نگفتیم
این بار هم روش
اینقدر عاشفته بودن تا به کی
کمک کمک کمک..........
یا علی مدد
هو علی
کاش غم ندیدن تو مرا پیر نمیکرد
بین خواستن وتوانستن همیشه خواستم ولی هرگز نتوانستم
روزگارم بر خلاف ارز هایم گذشت
هیچ تر از هیچ سجاد
یا حق
هو
ای کاش ازپیله هامون در نمیومدیم
پروانه شدن کار هرکسی نیست
غم دلواپسیام
به چه قیمتی دلم رو به نگاه تو سپردم
چه فریب تازه ای از رسم کهنه تو خوردم
من چه ساده آرزوموگفتم اما نشنیدی
تو صداقت دلم رو یا نخواستی یا ندیدی
حیف از اولین ترانه این سکوت اخرین
خواستن نخواستنی اخر قصه همین
خستم اما دل زخمی مرحم بی کسی میخواد
سخت اعترافش اما دلم از پا دیگه افتاد
بعد از این ترانه های عاشقانه هم فروشی
چند تا حرف و کمی حسرت نه غمی نه جنب و جوشی
SAJYYY
هو
یا حق مددی که از تو غافل نشوم
مهدی سهیلی
یا حق
هو
به نام حضرت دوست
برای همینه
میگردن
یا حق
هو علی
من دلم سخت گرفته ست
از این مهمانخانه مهمان کش
روزش تاریک
تاریک تاریک
فرهاد مهرداد
وعشق صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند
سهراب سپهری
یا علی مدد
هوعلی
درحیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه زنده کش مرده پرست
تا هست به هستی بکشندش زجفا
تا مرد به عزت ببرندش سر دست
من مات علی حب ال محمد مات شهیدا
زاکردل سوخته دیوانه ال الله واهل بیت
بسوی حضرت دوست پر کشید.
عروج ملکوتی سید جواد زاکرطباطبایی
بر همه دیوانگان حضرت اباعبدالله الحسین
تسلیت باد....
زاکر رفت ولی نغمه او جاودان خواهد بود
نغمه ای که با نعرهای حسین حسین میگفت
دیونه حسینم و ویرونه حسینم
مهرتو از روز ازل کنده به یاقوت دلم
از ازل تا به ابد شکر کنم حکاک را .
التماس دعا
یا علی مدد
یا حق
هو
انچنان دردی کشيدم که مپرس
يا حق
هو
۱۲۱
شيخ العارفين سنائی غزنوی
![]() |
حکيم ابولمجد مجدود بن آدم سنائی از عرفای بلند پايه و شاعران گرانمايه است که مانند آفتاب درخشانی از آسمان عروس البلاد غزنی تابيده و تا افاق جهان دانش و انديشه را روشنی بخشيده است.سنائی تحصيلاتش را در غزنی به پايان رسانيده و به تمام علوم و در فنون زمان خود دست يافته بود. همچنان سفر های به شهر های مهم و مراکز علمی جهان آنروز چون بلخ، هرات، نيشاپور و سرخس نموده به زيارت خانهء کعبه نيز توفيق نصيب شان گرديده بود
سنائی اين ابر مرد انديشه و عرفان آثار بس ارزشمند و ماندگار از خود به ميراث گذاشته است که گرانبها ترين آن حديقة الحقيقه می باشد که خود سنائی آن را (قرآن پارسی) دانسته، حضرت مولانا (الهی نامه) و ديگران آن را دايرة المعارف منظوم تصوف و عرفانش می شمارند
سنائی اين قافله سالار اشعار عرفانی در سال (545 ق) مطابق به (529 ش) چشم از دنيای فانی پوشيد
مزار پر انوار اين حکيم الهی در شهر تاريخی غزنی که از برکت وجود مبارک او امثالش به مدينة اوليا شهرت يافته و زيارتگاه مردان حق است. اهالی شريف غزنی روز های سه شنبه را برای زيارت آرامگاه آن بزرگمرد تخصيص داده اند. روحش شاد و جنت برين جايش باد
نمونهء کلام
ای قوم از اين سرای حوادث سفر کنيد
خيزيد و سوی عالم علوی سفر کنيد
از حال آن سرای جلال از زبان حال
وا ماندگان حرص و حد را خبر کنيدد
![]() |
ملالی
يکی از زنان مبارز، با انديشه و شجاع افغان ملالی است که شجاعت و دلاوری او در تاريخ افغانستان بی نظير بوده و يکی از افتخارات زنان افغان شمرده می شود
جنگ ميوند در سال (1297 ش) بين افغان ها و انگليس های متجاوز در گرفت که در اثر شجاعت و قهرمانی ملالی افغانان درين جنگ پيروز شده و قندهار آزاد شد
!ملالی در حاليکه پارهء چادر آغشته به خون شهيدان ميوند را به نوک شمشير دست داشتهء خود بلند نموده فرياد می زد
که په وطن کی شهيد نشوی خدای زولاليه بی ننگی نه دی ساتينه
نوت: ليسهء دخترانه ملالی بعد از مکتب مستورات اولين ليسه در شهر کابل می باشد همچنان شفاخانهء نسايی و ولادی بنام ملالی زيرنتون نيز در شهر کابل موجود است
![]() |
استاد عبدالحق بيتاب
(استاد عبدالحق بيتاب عالم، فاضل و اديب محبوب کشور در سال (1306 ق در گذر قصاب کوچهء شهر کابل ديده به جهان گشود. پدرش ملاعبدالاحد نام داشته و به شغل عطاری امرار حيات می نمودند
استاد بيتاب در هشت سالگی پدر را از دست داده و تحت سر پرستی ماماهايش، ملا عبدالغفور آخندزاده و ملاعبداله خان، که از عالمان معروف آن زمان بودند، قرار گرفت استاد بيتاب بعد از آموزش علوم دينی، فقه، تفسير، عربی، حديث، منطق، ادبيات دری و عربی در جوانی به صقت معلم در مکاتب ابتدائی کابل به کار رسمی آغاز کرد
استاد بيتاب مدت هژده سال در پوهنحی ادبيات و علوم بشری پوهنتون کابل بحيث استاد زبان و ادبيات دری وظيفه اجراء نموده و شاگردان زياد را تربيه کرده اند
استاد در سال (1344 ش) بحيث سناتور در پارلمان انتصاب شد
استاد گرانمايه بيتاب مدت پنجاه و يک سال عمر خويش را در تربيهء اولاد وطن و آموزش علمی، ادبی و عرفانی سپری و با شوق و علاقهء فراوان آن ها را ياری رسانيده و در سال (1331 ش) لقب پر افتخار ملک الشعراء و يعقوب درجهء علمی پوهاندی افتخاری را نيز حاصل نمودند
استاد زندگی بدون پيرايه داشته و از ارزش های مادی دنيوی نفرت داشتند
استاد پيرو طريقهء نقشبنديه بوده و در حلقات علمی، ادبی و عرفانی به لقب گرامی صوفی نيز مشهور بودند
اديب توانا، خدمتگار راستين و حقيقی معارف افغانستان استاد بيتاب در سال (1347 ش) چشم از دار فانی فروبست. جنت برين نصيب شان باد.
نمونهء کلام او
نه شهرت انتظارم نی قبول عام می خواهم به شهر گوشه گيری خويش را گمنام می خواهم
نوت: در شهر کابل مکتب ابتدائيهء بنام مکتب استاد بيتاب موجود است
جلال الدين محمد (بلخی
![]() |
بزرگترين و عاليترين شاعر متصوف جلال الدين محمد است که بنام مولانای بلخ يا مولوی نيز ناميده می شود. مولانا جلال الدين محمد فرزند سلطان العلماء بهاؤالدين محمد بزرگترين شاعر و متصوف افغانستان است در سال 604 هجری در بلخ مرکز ثقافت و فرهنگ آن دور تولد يافت. چون اکثر عمر خود را در آسيای صغيره بسر برده به مولانای روم نيز معروف است. دو بار ازدواج کرده و در سال 672 هجری در شهر قونيه وفات نمود
مولانا جلال الدين در چهارده سالگی در هنگام سفر از فتنهء مغل بديدار شيخ فريد الدين عطار نائل گرديده و شيخ کتاب (اسرار نامه) خود را به او داد
جلال الدين تحصيلات را در نزد پدر آغاز نموده و بعد از وفات پدر از مجالس درس سيد برهان الدين محقق ترمذی که از شاگردان پدرش بود کسب فيض نموده است. خليفه مولانا بناء به رسم مشايخ صلاح الدين فريدون زر کوب بود که مولانا علاقه فراوان به او داشت. مثنوی معنوی که از بزرگترين آثار ادبی جهان به شمار می رود و دارای 27 هزار بيت می باشد، يکی از شاهکاری های معتبر دنيا است. شروع مثنوی بدين شعر است
بشنو از نی چون حکايت می کند و از جدائی ها شکايت می کند
اساس گذار غزل مولانا می باشد که غزليات وی را بنام ديوان کبير و يا ديوان شمس که مرشد مولانا بوده ياد می کنند
مزار پُر انوار اين مرد خدا و امت مصطفی در شهر قونيه کشور ترکيه زيارتگاه مردمان جهان می باشد. و اينک نمونهء از کلام مبارک او
خاتم ملک سليمانست علم جمله عالم را صورت و جانست علمم
![]() |
(حضرت خواجه عبدالله انصاری (رح
دوچيز را فراموش کن نيکی خود را نسبت به ديگران و
بدی ديگران را نسبت به خود.....
حضرت خواجه عبدالله انصاری (رح) فرزند ابو منصور محمد که عالم و پرهيز گار زمان خود در سال (396 ق) مطابق (1005 م) در شهر باستانی، تاريخی و عالم پرور هرات ديده به جهان گشود. استعداد فوق العاده و حافظهء قوی وی سبب شد تا در سن 9 سالگی هزاران حديث مبارک، اشعار عربی و دری را حفظ کند. علوم دينی و ادبی را در جوانی فرا گرفته و در سن 21 سالگی به سفر نيشاپور جهت آموزش بهتر علوم سفر نمود. بعد از وفات استاد يحيی بن اعمار نظر به وصيت وی به مندوی تکيه زده به تدريس پرداخت. چندين مرتبه حج نموده و از ديدار علما و فضلای آن زمان کسب معرفت و فيض نمود
خواجه عبدالله انصاری عالم، صوفی، شاعر و اديب توانای بود که مردم و خانواده های افغانستان در هر جائيکه هستند مناجات نامه و گفته های ناب او را زمزمه کرده و مثال می آورند. تعداد نوشته هايش به 33 اثر می رسد که يکی آن الهی نامه يا مناجات نامه می باشد. وی در سال (481 ق) مطابق (1088 م) فوت نموده و در گزر گاه هرات به خاک سپرده شد
نه به کوشش يابی و طلب، بل به حرمت يابی و ادب
(خواجه عبدالله انصاری (رح
از تربت تفرقه شگوفهء حقيقت نرويد
![]() |
جامی نابغهء آفاق
نورالدين عبدالرحمن جامی هروی از بزرگان، شاعران و نويسنده گان قرن نهم .که در سال 817 ش. در جام خراسان، قلمرو هرات تولد و در سال 898 ش وفات و در همان جا مدفون گرديد. نام پدرش نظام الدين دشتی بود. جامی در هرات بزرگ شده و تربيت يافته. به سمرقند و حج سفر کرده بعد از آموزش علوم مروجه، بدرجهء ارشاد رسيده بدربار سلطان حسين بايقراء در صدر شاعران قرار داشت. اميرعلی شير نوائی ويرا احترام زياد می گذاشت.
مجموع آثار جامی به پنجاه و چهار می رسد که معروفترين آنها، تفسير، حديث، مناسک حج، عروض، قافيه و غيره می باشد
:نمونهء کلام
هنر آموز اندر جوانی کنی در وقت پيری کامرانی
يا حق
هو المحبوب
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد
يا جان رسد به جانان يا جان ز تن برآيد
بگشاي تربتم را بعد از وفات و بنگر
كز آتش درونم دود از كفن برآيد
بنماي رخ كه خلقي واله شوند و حيران
بگشاي لب كه فرياد از مرد و زن برآيد
جان بر لب است و حسرت در دل كه از لبانش
نگرفته هيچ كامي جان از بدن برآيد
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود كام تنگدستان كي زان دهن برآيد
بر بوي آنكه در باغ يابد گلي چو رويت
آيد نسيم و هر دم گِرد چمن برآيد
گويند ذكر خيرش در خيل عشقبازان
هرجا كه نام حافظ در انجمن برآيد
يا حق






